خرید بک لینک
نیلو بله رو ک گفت سارا پرسید: ماری گریه نمی کنی؟ نه هر کسی برای هرچیز فقط یکبار گریه می کنه. تو عقد موقتش وقتی برگه رو امضا می کرد من اون یکبار م رو تجربه کردم. برای از دست دادنش.. مثل عاشقی ک عشقش رو ب رقیب باخته، اشک ریختم و این یعنی باخت رو پذیرفتن.. نیلو رو ب نیما نباختم. صمیمی ترین دوستم رو ب بایدهای زندگی باختم.. ماری تو لحظه ی عقد همش یاد تو بودم ها، دلچسب و دردناک بودند. تضاد قرمزی لباس و

برچسب: آرسو, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

نیمی از زندگی من.. نیمی از زندگی من.. نیمی از زندگی من..

و با تام تکرار می کنم..

دریمرز.. دی نور لرن..

برچسب: میزربل,هارت, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

هنوزم وقتایی هست ک قسمت عمیق استخر کاملا خالی میشه و اون ته، زیر آب، صدای قلب خودم رو ب وضوح می شنوم. پس زمینه ش هیچ چیز نیست. خلاء..

برچسب: کایند,کوود, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

چهل و چهار روزه مطلقا هیچ خبری ازت ندارم. نمی خواستم داشته باشم. نمی خوام داشته باشم. دیگه مهم نیست. صدبار قبلا گفتم دیگه مهم نیست اما اینبار ثابت کردم ک نیست. ک مهم نیست اگر پروفایلت رو عکس دریا گذاشته بودی. مهم نیست بعد برداشتی و عکس کراپ شده ی پاپیون روی موهام رو گذاشتی. آی دنت گیو ا تاینی رت'س اس انی فاکین مور. ب قول جویی اونجا ک ریچل فکر می کرد ازش خواستگاری کرده و گفت اکچوئلی تکنیکلی آی دیدن

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

اشتباه می کنی 'ب' جان.. متنفر نیستم. هیچکس از جانش متنفر نمیشه و اون جان من بود. من، شاید از خودم، بابت زندکی تو فانتزیه توی سرم، بابت تصور اینکه قرار نیست هر چیز نشدنی تا ابد نشه، بابت گول زدن خودم، اینکه سال ها زندگی هر دومون رو کنترل کردم.. شاید از خودم متنفرم اما از اون نه.. و نه، باز هم اشتباه می کنی، من اون رو ب عنوان بخشی از گذشته م پذیرفته م.. و نه. همین لحظه، برای لحظه ای اطمینانم لرزید.

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

این روزها ک تو تعطیلات آخر ترم ب سر می بریم و چهار بعدظهر م خالیه، لایف استایل خیلی سالمی پیک آپ کردم ک شامل دانلود سریالی پزشکی میشه ک هر بار صدای آژیر آمبولانس میاد زار زار گریه می کنم تا وقتی ک برسن ب حادثه دیده و درمانش کنن.. و خب خیلی سخت نیست تصور اینکه بخش اعظمی از این سریال شامل چنین صحنه هایی میشه. و خب بخش غیر آژیر و بیمار هم داره ک اونها رو صرف خوردن تمام آشپزخونه می کنم. عملا هر چیزی

برچسب: شاعران,پاییز, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

تمام روز رو خوابیدم. اجبار و اجبار.. و متنفرم وقتی کسی می پرسه باشگاهو ول کردی؟ و نمی خوام بهش توضیح بدم چه حس بدیه وسط کلاس کمی خم شی تا تمرینا رو چک کنی و درد مثل گلوله ای شلیک شه و حتی نتونی جلوی آخ ت رو بگیری. و چقدر بدتره ک شاگردات پسر باشن و مجبور شی توضیح کوچکی بدی.. ک اونقدر بدن بدرد نخوری داری که چندتا شیرجه زدن رو تحمل نمی کنه، ک مربی ت میگه ب خاطر کمرت کرال سینه نباید بری، ضرر داره واس

برچسب: میشد,صدای,پاهات,بپیچه,دالون, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55


ماها، مثل اون همسترهایی هستیم ک داخل قفسشون چرخ و فلک دارن ،میرن داخلش و هی میدوان تا خسته شن و بیان غذا بخورن و دوباره..

فقط قفس ما بزرگتر، چرخ و فلکمون مدرن تر...


برچسب: کالد,تودی, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

What's the point? So what? Are u there? Do U care? Act on it.. Act on it....
رودخونه های تشنه

برچسب: دحافرماازعپپرلگگچکپو, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 14:55

همه یه روز خسته میشن. یه روز دست از تلاش می کشند. یه روز فقط نگاه می کنند و بالاخره یه روز هم رو بر می گردونن ک نبینن..

و رو برگردوندم.

برای تمام کارهایی ک نکردم متاسفم. برای تمام حرفایی ک نزدم. برای تمام لحظاتی ک نبودم. برای همه چیز متاسفم..

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:40

صفحه بندی